خرید بک لینک

نمی دانم کدام است راه و چاهم رهایم یا در آغوش گناهم؟

نمی دانم که راهی هست یا نیست در این توبه شکستن چاره ام چیست؟

در این احوال سرد و کینه آلود از انسانی که خسته است و مطرود

در این سوداگری های زمینی جنون دلدادگی حس غریبی

نوای جان گداز آه و افسوس چه شادان درد می کوبد بر این کوس

گهی کوبد به تبل و گه برقصد به فریاد گوید این دنیا نیرزد...

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۵ساعت 21:28 توسط کلاغ شب|

برچسب: نویسنده: غزل یزدانی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 9:28

صفحه بندی